محمد على مجاهدى
36
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
حرم و حِلّ و بيت و ركن حطيم * ناودان و ، مقام ابراهيم مروه ، مسعى ، صفا ، حجر ، عرفات * طيبه و كوفه ، كربلا و فرات هريك آمد به قدر او عارف * بر علوِّ مقام او ، واقف قرّة العينِ سيد الشهدا است * غنچهء شاخ دوحهء زهراست ميوهء باغ احمد مختار * لالهء داغ حيدر كرار چون كند جاى در ميان قريش * رود از فخر ، تر زبان قريش كه : بدين سرور ستوده شيَم * به نهايت رسيد فضل و كرم گر بپرسد ز آسمان بالفرض * سايلى : مَن خيارَ اهل الارض « 1 » ؟ به زبان كواكب و انجم * هيچ لفظى نيايد الّا : « هُم » « 2 » و سپس خشم هشام را از اشعارى كه ابو فراس ( معروف به فرزدق ) بالبداهة در پاسدارى از مقام امام زين العابدين عليه السلام سروده بود ، به تصوير مىكشد و ماجراى زندانى شدن فرزدق وصلهء دوازده هزار درمى كه امام براى او مىفرستند ، در نهايت رسايى روايت مىكند و در پايان اين حكايت مىگويد : مادح اهل بيت ، در معنى * مدحت خويشتن كند يعنى مؤمنم ، موقنم ، خداىشناس * وز خدايم بود اميد و هراس از كجىها در اعتقاد من پاك * نيست از طعن كج نهادم ، باك دوستدار رسول و آل ويم * دشمن خصم بدسگال ويم مست عشقند عاشقان دايم * لا يخافون لومَةُ اللائم « 3 » اين نه رفض است محض ايمان است * رسم معروف اهل عرفانست رفض اگر هست حبّ آل نبى * رفض « 4 » ، فرض است بر ذكىّ « 5 » و غبى « 6 »
--> ( 1 ) . برگزيدهء اهل زمين كيست ؟ ( 2 ) . اين ضمير جمع به اهل بيت برمىگردد . ( 3 ) . از ملامت ملامتگر نمىهراسند . ( 4 ) . ترك كردن و وانهادن ( شيعيان را ، دشمنانشان بدين صفت مىخواندند ) . ( 5 ) . زيرك و هوشيار ( 6 ) . نادان ، كودن ، عامى ، ر . ك : مثنوى هفتاورنگ جامى ، به تصحيح مرتضى مدرسى گيلانى ، ( كتابفروشى سعيدى ) تهران ، ص 141 ، ص 146 .